یزید آب را بست ، عمویم سقف را روی سرمان با باز نمودن شیر آب خراب نمود یزید سپاعی ده هزار نفری داشت عمویم بود و باند کلاهبردارش و عمه هایم و پسر عموی معتاد من
یزید جنگبد و در این راه به راحتی خون رسخت و کسی قادر به نگه داشتنش نبود. ، عمویم نیز تا می توانست دست به آزار ما و ایجاد رعب با تهدیدات مختلف و تخریب منزلمان می کرد ، عمویم با نیرنگ و تعدید از پدرم امضا ها می گرفت .. چرا اسلام و قانون اسلامی در کشورم که بر پایه شرع بر پا شده می گوید هر کس امضایی بزند دیگه کار از کار گذشته و نمی شود به عقب برگرداند... وقتی همه ی شواهد مینی بر این است که ما از روز نخست با فروش این ملک به دلایل دزدی های عمویم چه از نردم و چه از ارثیه های دیگر مهالف بوده ایم و احضاریه ی ما گواعی است بر این مسئله ... چرا پلیس آگاهی کشتن امام حسین را امری ناجوانمردانه و نوعی قتل می داند اما به وضعیت ما رسیدگی نمیشود یعنی حتما باید من بمیرم تا بشود قتل و پلیس آرام آرام جلو بیاید و اگه در وسط ماجرا هم دلش خواست ادامه دهد و نخواست ادامه ندهد ؟ آیا شیادی و کلاهبرداری امری فاسد و بد است و با قاطعیت پیگیری میشود یا نه شعاری است تلویزیونی؟
+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۶ساعت 15:50  توسط |
فساد...ما را در سایت فساد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 113